| 2425 - تعامل بیبدیل امام صادق(ع) با ادیان و مذاهب | 8:12 قبل از ظهر |

قامت رسای پیشوایان سترگ شیعه سپر هر بلا بود تا اسلام بماند و راهیان وادیهای قرون، هماره از سرچشمه زلال اسلام راستین سیراب شوند، تابش ششمین خورشید آسمان امامت به مقتضای موقععیت کران تا کران را از انوار نور خود بهرهمند کرده است.
آری ما جعفری مذهبیم و اسلام را در خون حسین (ع) و بیان آن را در آموزههای امام صادق (ع) باید دید، نهضت علمی صادق آل رسول (ص) افق معارف اسلام را چنان گسترش داد که هیچگاه توطئههای دشمنان نتواند جلوی انوار معرفت را سد کند.
17 ربیع الاول سالروز ولادت با سعادت رسول مهر و محبت و فرزند برومندش صادق آل طه فرصت مناسبی بود تا مرکز خبر حوزه پاسخ سئوالات خود را از یکی از شاگردان مکتب امام صادق (ع) بگیرد.
آنچه در پی میآید حاصل گفتوگو با حجت الاسلام والمسلمین جعفر الهادی (خشنویس) از اساتید حوزه علمیه قم است.
* عصر امام صادق (ع) و حضور آن حضرت در عرصه های علمی بر چه اساسی بود؟
امام صادق(ع) در دوران ویژه و مناسبی قرار داشتند که امامان دیگر از آن کمتر برخوردار بودند، دوران زندگی ایشان با آرامش نسبی همراه بود، چون دورانی بود که حکومت از گروهی به گروهی دیگر منتقل می شد و این دو گروه متخاصم با هم درگیر بودند و با مدینه که پایتخت فرهنگی و پایگاه اسلام بود کاری نداشتند، لذا بین سال 115 تا 148 که وفات امام صادق بود، فرصت خوبی برای امام(ع) فراهم شد تا شاگردان زیادی را تربیت کنند و از طرف دیگر امام(ع) فرصت کار سیاسی و نظامی تند نداشت، چون بنی العباس به نام ائمه(ع) آمده بودند و اهل بیت(ع) را ابتدا به عنوان صاحبان حکومت معرفی کردند، ولی بعد از چندی خودشان را صاحبان اصلی حکومت دانستند، به همین دلایل در اوایل حکومتشان با اهل بیت(ع) کاری نداشتند تا زمانی که منصور سر کار آمد.
او عقیده داشت که امام صادق(ع) برای حکومتش تهدید است اگر چه داعیه حکومت نیز نداشته باشد لذا اذیت و آزار امام صادق(ع) را شروع کرد، البته خیلی در این اذیت اصرار نمی کرد، چون آغاز حکومت بود و موضع او قوی نبود، لذا امام صادق(ع) فرصت خوبی برای نشر معارف به دست آورده بود.
اما اگر اهل بیت (ع) در این شرایط وارد کار سیاسی تند مثل قیام مسلحانه می شوند یقیناً آنها را می کشتند، لذا حضرت با صلاحدید، کار علمی را شروع کردند و فعالیت مدرسه علمیه ای که پدر بزرگوارشان تاسیس کرده بود را ادامه دادند و دانشمندان و دانش دوستان را به خود جذب کرده و فضای مدینه را فضایی علمی کردند و از آنجایی که آموزه های امام صادق(ع) همگی از پیامبر(ص) بود، برای دانشمندان و دانش دوستان جذاب تر می نمود.
تا جایی که مسلم در «صحیح» خود که دومین کتاب معتبر اهل تسنن است می گوید؛ جابر بن یزید جعفی یکی از شاگردان اهل بیت(ع) است و بزرگان از ایشان روایات فراوانی نقل کرده اند، ولی چون ایشان به رجعت اعتقاد دارد، اهل تسنن از او حدیث نقل نمی کنند درحالی 70 هزار حدیث از امام صادق(ع) به نقل از پیامبر دارد.
به هر حال امام صادق(ع) کار علمی را صلاح دیدند و مخصوصا احادیث پیامبر(ص) را مطرح می کردند و راه امام باقر(ع) را ادامه و گسترش دادند، لذا پدر و پسر کار علمی کردند و امام صادق 70 یا 90 هزار حدیث به جابر بن یزید جعفی یاد دادند و او را قسم داد تا این احادیث را بعد از بنی امیه نقل کند.
امام صادق(ع) به او گفتند که لعنت خدا بر تو اگر این احادیث را تا زمانی که بنی امیه در راس کار هستند نقل و فاش کنی، چون اینها هم ما و تو را نابود می کنند و شیعیان ما را اذیت می کنند، بنی امیه که رفتند می توانی احادیث ما را بگویی و این حدیث که در معجمالرجال حدیث هست با مطلبی که مسلم بن حجاج ابن قشیر نیشابوری متوفای 265 گفته مطابقت دارد.
امام
صادق(ع) آنچنان احادیثشان دلنشین و با منطق، فطرت و موازین شرع همگامی
داشت که می گفتند، «صادق الجعفر» البته اسمای ائمه از آسمان میآید و در
حدیثی که از پیامبر (ص) به جابر ابن عبد الله انصاری رسیده بود می گوید؛
اسماء اهل بیت(ع) از سوی خدا می آید.
* چرا به آن حضرت صادق می گفتند؟
اسم و کنیه آن حضرت از سوی خدا آمده، ولی مردم نیز همین اسما را به امام صادق (ع) میگفتند، و این اسم آسمانی با این توصیف مردم مطابقت کرد، وقتی امام روایت می گفتند: مردم تشخیص می دادند که این روایات با روایات ابو هریره و فلانی و فلانی تفاوت بسیاری دارد و تفاوت از زمین تا آسمان است و الان نیز اگر به کتب اهل بیت و دیگران مراجعه کنید به قول مرحوم آیتالله بروجردی (ره)فاصله را به روشنی درک می کنید و بین احادیث اهل بیت (ع) و احادیث دیگران از نظر محتوا و نورانیت و صداقت و حقیقت فرق وجود دارد و مردم صداقت امام(ع) را دیده و به او صادق می گفتند و این دقیقا همان اسمی بود که از آسمان برای امام(ع) آمده بود.
* حضرت در چه زمینه هایی به تربیت شاگردان مبادرت کردند؟
امام(ع) بنا به علل مختلف در زمینه های مختلف شاگردان بسیاری تربیت کردند، یکی از این دلایل ورود علمای بزرگ از ادیان مختلف به مدینه و توسعه علوم و فرهنگ های مختلف در جهان اسلام و ورود علوم دیگر از یونان، مصر و ایرن بود که امام باقر و صادق(ع) را بر آن داشت تا دایره علوم اسلامی را وسیعتر کنند و از فقه و حدیث و تفسیر تجاوز کردند و علوم دیگر را به عرصه های علمی و فرهنگی وارد کردند، از سویی دیگر و بر اساس فتوحات زیاد اسلام، علوم و دانشمندان کشور های بزرگ وارد بلاد اسلامی شده بودند و امکان خودباختگی مردم وجود داشت و اینکه فرهنگ اسلام را تحت الشعاع قرار دهند لذا پزشکی، فضا و فلک، نجوم، ریاضیات، جبر و مهندسی را وارد علوم آن زمان کردند و تنوع علمی در حوزه امام صادق(ع) ایجاد شد.
همچنین یکی دیگر از اقدامات امام صادق(ع) حرکت در جهت تخصصی کردن علوم بود، امروز در دانشگاه های دنیا تخصصی کردن مطرح است و تخصص حرف اول را می زند، ولی در آن روزگار حضرت شاگردان خود را متخصص تربیت کردند، لذا عدهای در عقاید و جدال مذهبی، عده ای در طب ، علم جبر و ... متخصص شدند به عنوان مثال جابر بن حیان در 500 رساله ای که در ریاضیات دارد در ابتدای کتاب می نویسد، این مطلب را از امام صادق(ع) فراگرفتم و در جای جای کتاب قال الصادق(ع) را ذکر می کند.
همچنین هشام بن سالم و هشام بن حکم، در مسئله مناقشه متخصص شدند و اعتقادات را بحث می کردند ابوبصیر در کلام و برخی در امامت ، جبر و اختیار و برخی در مسائل توحید و خدا شناسی تبحر داشتند، برخی در فقه توانا بودند، به طور مثال حضرت به زراره دستور دادند در مسجد بنشین و فقه و حدیث بگو که اهل سنت بدانند در شاگردان من مرد قوی مثل شما وجود دارد، حضرت در ده رشته با شاگردان تخصصی کار کرده و آنها را ورزیده کردند.
* چه کتاب هایی درباره امام صادق(ع) تا کنون نوشته شده است؟
کتاب« الامام صادق و المذاهب الاربعه» اثر اسد حیدر در 7 جلد با تحقیق جدید مجمع جهانی و کتاب
80 جلدی سید محمد کاظم قزوینی به نام «دایرةالمعارف امام صادق» که الان 30 جلد آن چاپ شده که در دو جلد اول، بیانات علمای اهل سنت و بزرگان آنها درباره امام صادق(ع) آمده است همچنین کتابی از آقای عماد زاده و آقای جواد فاضل و حتی در مصر کتاب های بسیاری نوشته شده و باید کتب راجع به امام صادق(ع) را در یک دوره کتاب به مردم و طلاب معرفی کنیم و این مسئله می تواند موضوع تحقیق طلاب نیز قرار گیرد.
مالک ابن انس بنیانگذار مذهب مالکی از این ایشان به عنوان «اعلم الناس» یاد میکند، چون ایشان آرای فقهای مذاهب و آرای مردم عراق و خود اهل بیت (ع) را نیز میدانستند و بر آرای کسانی که در مدینه بودند و از عقاید نحله های دیگر نیز اطلاع داشتند مسلط بودند، به همین اساس آن حضرت «اعلم الناس» نامیده شده بودند، روزی مردم مالک را دیدند و گفتند کجا بودی؟ گفت: نزد «اعلم الناس» گفتند به چه دلیل امام صادق (ع) اعلم الناس است، مالک ابن انس در جواب گفت: چون علم مردم را در خود جمع کرده است.
همچنین ابو حنیفه از سوی برخی خلفای عباسی ماموریت پیدا کرد که امام صادق(ع) را در یک مجلس مورد سوال قرار دهد و ده سوال آماده نمود تا امام(ع) را تحقیر و کوچک کند، لذا امام صادق(ع) را در مجلس بزرگی دعوت کردند و سوال کردند؛ «امام (ع) جواب دادند که«آیا جواب خودتان را بگویم، یا اهل عراق، یا اهل قیاس،یا اهل مدینه یا اهل حدیث و یا جواب ما اهل بیت (ع) را میخواهید»، از آن حضرت خواستند که پاسخ همه را بگو و ایشان همه را جواب دادند.
بعد از این جلسه، منصور از ابوحنیفه پرسید چه شد؟ آیا توانستی امام صادق (ع) را کوچک کنی؟ ابو حنیفه گفت: چه می گویی! این آقا نه فقط نظر ما را گفت و ده سوال را جواب داد، بلکه برای چهل سوال من، سه جواب داد، یعنی 120 جواب برای 40 سوال که این امر خارق العاده است.
* حضرت چند شاگرد داشتند؟
در تعداد شاگردان حضرت سه نقل وجود دارد، چون ایشان دو سال عراق بودند، جذب دانشجو کردند و حتی در کوفه نیز مجلس درس داشتند لذا از 900 نفر روایت نقل شده که همه از استادشان امام جعفر (ع) نقل می کنند و نیز بر اساس روایتی، 4هزار نفر شاگرد مکتب امام (ع) بودند که این روایت را ابن عقده نقل کرده و می گوید، شاگردان ثابت حضرت 4 هزار نفر بودند .
برخی می گویند امام 20 هزار نفر شاگرد داشت، ولی گویا 4 هزار نفر ثابت بوده و بقیه شاگردان، مدتی بعد از تحصیل، می رفتند، امام صادق 25 سال صبح تا غروب درس داشتند و مذهب حقه جعفری و شیعیان مدیون تبیین معارف دینی از سوی ایشان هستند.

* چرا به تشیع، مذهب جعفری نیز می گویند ؟
چون اکثر روایات اهل بیت (ع) از امام صادق (ع) روایت شده و هیچ امامی این قدر فرصت پیدا نکرد و چنین آثاری نداشتند.
بنده معتقدم و توصیه می کنم، اگر از مذهب شیعیان در سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس یا کشورهای عربی پرسیده شوند، بهتر است آنان بگویند «انا جعفری» در مصر و حتی در الازهر کرسی درس جعفری وجود دارد و اهل سنت پیروان امام صادق (ع) را به عنوان جعفری می شناسند نه شیعه، لذا مرحوم زنجانی با سفر به مصر، تحولاتی را در آنجا بوجود آورد که از جمله آن تاسیس کرسی «جعفری» در دانشگاه الازهر مصر بود و همچنین منطقه ای به نام جعافره در کشور مصر وجود دارد که همه جعفری هستند و باید سعی کنیم اخلاق و علم و دانش و سلوک ما نیز مثل امام صادق (ع) باشد .
* شاگردان آن حضرت چه کتبی را تالیف کردند؟
«اصول اربعمائه» یکی از کتب ارزشمندی است که از شاگردان امام صادق به یاد گار مانده استٰ این کتاب شامل سوالاتی است که دانشمندان و شاگردان از امام صادق (ع) می پرسیدند که در این کتاب ضبط شده است، لذا اصول اربعة مائه از شاگردان امام صادق (ع) است که مرحوم کلینی در سال 390 این اصول را جمع کردند و بعد از بیست سال دسته بندی و از حالت کشکولی و متفرقه خارج شد و به زیباترین کتاب تحت عنوان اصول کافی، فروع کافی و روضه کافی نوشته شد، لذا این سه کتاب از همان کتاب اربعمائه تالیف شده است، و علاوه بر آن شاگردان آن حضرت کتب بسیاری در علوم مختلف نگاشتهاند .
* نقش حضرت در احیای معارف قرآنی و توجه ایشان به استدلال ها و محوریت قرآن در تدریس چگونه بود؟
پیامبر(ص) که از دنیا رفتند «ثقلین» را امانت گذاشتند و این حدیث در صحیح مسلم وجود دارد و قرآن بدون اهل بیت(ع) تفسیر صحیحی نمی شود و امام راحل نیز مکرر می گفت: «به قرآن و اهل بیت (ع) توجه کنید» لذا امام صادق (ع) عدل قرآن بودند و اعتقاد به برهان داشتند، آن هم با قرآن، لذا در مباحث به قرآن استدلال می کردند، اهل بیت (ع) به قرآن اهتمام داشتند و صحبت های خود را با قرآن مستند میکردند و حوزویان باید همت کنند در عقاید و فقه و اخلاق مانند امام صادق (ع) استنادات را به قرآن بیشترکنند و حتی استنادات حضرت به قرآن در علوم مختلف را استخراج نمایند و در کتاب جداگانه ای بیاورند.
* شیوه عملی در درس و بحث امام صادق(ع) چگونه بود؟
شیوه عملی امام(ع) خوش برخوردی حتی با غیر مسلمانان بود امام همواره به مالک بن انس و ابو حنیفه و به همه طرفداران آنها با احترام برخورد می کردند، امام صادق(ع) همه را مجذوب خود میکرد، چون با منطق و دلیل عقل و به طور شفاف و وجدانی بحث میکردند، طرف مقابل نیز مجاب می شد و اصلا نظر خود را تحمیل نمیکردند و آرام آرام دیگران مجذوب حضرت میشدند و مردم اخلاق امام صادق(ع) را می پسندیدند. امام صادق (ع) به کسی فحش نداد ، نورانی و خوش اخلاق بودند و خانه ایشان پاتق افراد و مذاهب مختلف بود و در خانه حضرت، حتی کمونیست های و مادیگرایان آن زمان رفت و آمد داشتند.
ایشان با جلالت و هیبت و دریای دانش و کوه علم بودند ، روایات «شیعتنا» که خطاب آن حضرت به شیعه است را باید گردآوری کنیم، چون شیعه را امام صادق(ع) معرفی کرده و اهل بیت (ع) هرگز شیعیان را رها نکرده اند ایشان برای شیعیان برنامه داشتند من به طلاب توصیه میکنم،تمام مناظرات امام صادق(ع) را جمع کنید و تکنیک مناظره را یاد بگیرید.
* جایگاه علم در نظر امام صادق(ع) و توجه به معارف از سوی امام صادق (ع) را بیان کنید؟
روایات فراوانی در خصوص علم آموزی از آن حضرت وجود دارد و در برخی روایات 30 صفت مهم برای علم و عالمان درج شده و برای ارزش علم و نقش آن، برای سعادت انسان در دنیا و آخرت روایات فراوانی داریم و حتی پیشرفت اروپا بخاطر علم اهل بیت(ع) است و جهان مدیون امام صادق (ع) است و پسرفت ما بخاطر ترک علم اهل بیت(ع) است و حتی روایت داریم که هلاکت امت اسلامی در ترک علم است .
متاسفانه ما دیر متوجه قرآن که کتاب علم است شدیم، دوری از معارف اهل بیت(ع) ما را به اینجا کشانده و اروپا پیشرفت کرده، هیچ کتابی مانند قرآن این چنین درباره علم و آسمان و زمین و پرنده و انسان و تاریخ صحبت نکرده است. قرآن کتاب عجیبی است و حقایقی گفته که بشر هم اکنون دوران کودکی خود را در توجه به آن می گذرانند.
* چرا امام صادق(ع) از شیوه های علمی و نرم افزاری برای تبلیغ دین استفاده کردند و با وجود شاگردان زیاد حرکت نظامی انجام ندادند ؟
چون بنی العباس، فرزندان عباس عموی پیامبر (ص) بودند و اهل بیت(ع) را با وجه شرعی میکشتند در حالی که ادعای اسلام و ایمان داشتند، ائمه را میکشتند و دلیل شرعی می آوردند که فلانی باید کشته شود، البته امام صادق(ع) از ظلم و ظالم بیزاری میجستند، ولی علنی نمیگفتند؛ حرکتها و قیامها را تایید میکردند و از خانواده شهدای آن روز حمایت مالی و معنوی می نمودند که این نوعی جهاد است .
* در حلقه علمی آن حضرت معمولاً چه افرادی شرکت داشتند؟
در حلقه درس معارف اهل بیت(ع) افرادی باید باشند که مقامات و عصمت امامان را درک کنند و هرکسی این جایگاه را تحمل نمی کرد و این ظرفیت را نداشت، لذا گروهی که معتقد و مومن واقعی بودند، مثل ابوبصیرها و هشامها و خواص در حلقه درس خصوصی امام (ع) حاضر می شدند و حضرت آنها را تربیت می کردند و علوم را به آنها یاد میدادند، البته حلقه دیگری وجود داشت که مردم معمولی و شیفته اخلاق و رفتار حضرت بودند و سئوالات روزمره را می پرسیدند، لذا خانه امام صادق(ع) دانشگاه بین المللی بود که در آن به سوی همه اقوام و مذاهب و نگرشها باز بود و همه را سیراب می کرد.
* مهدویت از دیدگاه حضرت امام صادق(ع) چه جایگاهی داشت؟
بخشی از روایات مهدویت از زبان امام صادق(ع) است و ایشان بسیار ابراز اشتیاق به حضرت مهدی(ع) میکردند ، مهدویت امر بسیار مهمی است، باید در این زمینه دقت کرد، چون مطالب عمیق و جالبی در این موضوع وجود دارد و امروز بشر از همه مایوس شده و از غرب برگشته و ادعاهای دورغین «ایسم» ها و «اسم» ها را کنار زده، بر خلاف آنها اهل بیت(ع) حرفهای منطقی و مستدل در این خصوص دارند که باید مردم را به سوی آنها جذب کنیم، و اگر مردم جهان حقایق معارف اهل بیت(ع) به ویژه مهدویت را درک کنند، به سوی آنها میشتابند و این وظیفه حوزویان است که این جایگاه را به جهانیان معرفی کند .

* رسالت حوزه در صیانت از جایگاه امام صادق(ع) چیست؟
امروز حوزههای علمیه، در ادامه حوزه امام صادق(ع) و باقر(ع) هستند و اگرچه در شیوه لباس و درس و کتابها تغییر ایجاد شده، ولی جوهره همان است و گسترش این حوزهها در امتداد حوزه های حله و کربلا و سامرا و خراسان و … است و در عصر حاضر، حوزه علمیه قم ادامه دهنده همان راه است و وظیفه ما نیز معلوم است، باید در راستای هدف امام صادق(ع) حوزه را نگه داریم و تحقیقات را زیاد کنیم و با دلیل حرف بزنیم و مطمئن هستم این حوزهها مد نظر اهل بیت(ع) است و اهل بیت(ع) از این حوزه کار و فعالیت می خواهند و آنها را حفظ می کنند و باید متوجه باشیم که قداست حوزه و مراجع دین حفظ شود، چون روات حدیث اهل بیت(ع) هستند. مراجع امروز ما شاگردان امام صادق(ع) و سربازان معنوی امام زمان(عج) هستند و باید کتابهایی که درباره شخصیت امام صادق (ع) است را به طلاب معرفی کرد تا با فعالیتهای ایشان بیشتر آشنا شوند و در این راستا پیشنهاد می کنم در ایام ولادت حضرت امام صادق (ع) نمایشگاه ویژه کتاب امام صادق(ع) و پیامبر اکرم(ص) دایر شود.
* چرا دشمنان وجود ایشان را تحمل نکردند؟
امام صادق(ع) جاذبهای داشتند که اگر امام را راحت می گذاشتند، دنیای اسلام جذب اهل بیت(ع) می شدند و امامان وجودشان کافی بود که انسان ها را جذب کنند، چون همگی صحبت ها و معارف عمیق و بکری در همه زمینه ها داشتند و مطالب نو را همراه با استدلال بیان میکردند و همواره از حاکمان زمانه، استقلال داشتند و برای مردم، این نیز مسئله بسیار مهم بود و این استقلال سبب جذب مردم بود لذا حتی اگر کار سیاسی نمیکردند، باز حاکمان نمیخواستند اینها زنده باشند، لذا اهلبیت(ع) مورد آزار این حاکمان قرار گرفتند، اما همه امامان خیر و برکت برای مردم بودند و وقتی خبر شهادت امام صادق (ع) به منصور رسید با وجود تمام خباثت خود گفت: با رفتن امام صادق فقه و فقاهت رفت.
* وظیفه امروز حوزه علمیه چیست؟
ما در قم حوزه نسبتا جوانی داریم، علمای قم وارثان علمای قبل هستند و باید دو کار انجام دهیم یکی توجه به تهذیب و اخلاق که باید بکوشیم درس اخلاق حوزه قویتر برگزار شود و ما از نظر اخلاق فقیر هستیم و دیگری توجه به علم است، متاسفانه افت علمی داریم و در مواجهه با دنیای امروز بایدحد اقل هزار متلکم و هزار فقیه داشته باشیم تا در برابر هجمههای اینترنت و ماهواره و شبهههای ایجاد شده مقاومت کنیم و باید با قدرت بیشتر به علم بپردازیم و جنبه اخلاقی و علمی را در حوزه تقویت کنیم.
* از اینکه وقت خود را در اختیار مرکز خبر حوزه و هفته نامه افق حوزه قرار دادید متشکرم.
من نیز به نوبه خود از شما تشکر می کنم، این هفته نامه را هر هفته می خوانم و تمام خانواده ام نیز آن را مطالعه می کنند هفته نامه وزین و در خور شایسته ای است که اخبار حوزه و حوزویان را دریافت کرده و به اطلاع همگان می رساند.
این هفته نامه همه بایسته های حوزوی را در خود حفظ کرده و توانسته منبع و مرجع اخبار حوزه های علمیه در سراسر کشور باشد و مورد اعتماد مراجع و بزرگان حوزه است و لازم است مرکز خبر حوزه و هفته نامه حوزه به عنوان رسانه حوزوی گسترش یابد.
گفتوگو:علی فقیه
توسط : اخروی پنجشنبه 13 اسفند1388مرتبط با :اخبار مذهبی ()
























.gif)



